عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

543

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و فرزندان يعقوب و نژاد اسحاق را همه نامه داديم ، و دانش و پيغامبرى ، و ايشان را ملكى عظيم داديم ، ملك بزرگوار ، با دين و علم ، و مدّت دراز : در سبط لاوى نبوّت ، و در سبط يهودا ملك . و گفته‌اند : جهودان بر مصطفى ( ص ) حسد بردند به آنچه اللَّه تعالى وى را مباح كرده بود از زنان ، گفتند : اگر پيغامبرى بودى رغبت بزنان نكردى ، و از ايشان بسيار نخواستى . ربّ العزّة بجواب ايشان گفت كه : وى از آل ابراهيم است ، و شما خود اقرار ميدهيد كه در آل ابراهيم پيغامبران بودند كه ايشان زنان بسيار داشتند . داود را نود و نه بود ، و سليمان را هفتصد حرّه بود و سيصد سريّت . پس چرا حسد بريد به آنچه بوى داديم ؟ و بطعن مىبازگوئيد ؟ و آنچه سليمان و داود را داديم از ملك عظيم و زنان بسيار مىباز نگوئيد ؟ و انكار مىننمائيد ؟ يعنى كه اين جز از حسد نيست كه شما را برين سخن ميدارد . فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ - اين « ها » با اللَّه مىشود ، و با ابراهيم مىشود ، و با محمد مىشود . وَ كَفى بِجَهَنَّمَ سَعِيراً - اى : كفى بسعير جهنّم عذابا لمن لا يؤمن . إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ ناراً - اين باز در شأن جهودانست ، در بيان مستقرّ ايشان در آن جهان ، و رسيدن ايشان به عذاب جاودان . كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ - عمر خطاب گفت : شنيدم از رسول خدا ( ص ) كه ميگفت : در ساعتى صد بار تبديل كنند . حسن گفت : هر روز هفتاد بار سوخته شوند ، يعنى كه هر بار كه سوخته شوند فرمان آيد كه : چنان كه بودى به آن باز شو ، تا ديگر باره ميسوزى ! پوست نو مىشود پياپى ، تا عذاب نو مىشود پياپى . و صحّ فى الخبر : انّ غلظ جلد الكافر اثنان و اربعون ذراعا ، و انّ ضر سه مثل احد ، و انّ مجلسه من جهنّم ما بين مكة و المدينة ، و ما بين منكبى الكافر فى النّار مسيرة ثلاثة ايّام للرّاكب .